محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

241

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

به پادشاه قشتاله جزيه بپردازد و اين جزيه را قبل از نبرد زلاقه ادا كند . مقدار جزيه ده هزار دينار در سال بود . السيد تعهد او را قبول كرد و لشكر از آن دشت بيرون برد و رهسپار بلنسيه گرديد . السيد در اين هنگام سردار لشكر بزرگى از سربازان مزدور شده بود ، يا بهتر است بگوييم كه او رئيس گروهى از تاراجگران بود كه سرزمينهاى شرقى اندلس را براى تاراج انتخاب كرده بود . امراى آن نواحى از او به بيم افتادند و همه تصميم به مقاومت و بيرون راندن او گرفتند . بيش از همه كنت برنگر امير برشلونه بر ضد او تلاش مىكرد . كنت با سپاه خود از چندى پيش بلنسيه را محاصره كرده بود . ظاهرا چون السيد با قواى خود به بلنسيه نزديك شد ميانشان نبردى درگرفت كه كنت منهزم گرديد و با چند تن از خواص خويش به اسارت افتاد و السيد آنان را جز در برابر فديهء بزرگى آزاد ننمود ؛ سپس با يكديگر تفاهم كردند . كنت محاصرهء بلنسيه را رها كرد و لشكر خود به شمال ، به سوى برشلونه كشيد . السيد نخست سپاهيان خود را در برابر مربيطر در شمال بلنسيه جاى داد ؛ سپس به سمت جنوب به سوى بلنسيه راند . بر سر راه خود مربيطر را به تصرف درآورد و ابن لبون فرمانرواى آن را به پرداخت جزيه‌اى هرسال هشت هزار دينار مجبور نمود . آنگاه لشكر در كديه از اراضى شمالى بلنسيه كه تنها رود توريا آن را از شهر جدا مىكرد فرود آورد . در حال ، القادر سيل هدايا و تحف خويش به نزد او روان نمود و خبر داد كه خود را تحت حمايت او جاى داده است و جزيه مىپردازد . در باب جزيه قرار بر اين شد كه هرهفته هزار دينار بدهد به شرطى كه السيد او را از ديگر دشمنانش نيز حمايت كند . گويند جزيه‌اى كه القادر در برابر حمايت السيد به او مىپرداخت در سال به صد هزار دينار مىرسيد كه در آن زمان مبلغ هنگفتى بود . « 8 » اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اين اموال گزاف كه القادر در هرموقعيتى به السيد و ديگران پيشكش مىكرد از كجا حاصل مىشد ؟ پاسخ اين است كه القادر از جد خويش المأمون صاحب طليطله اموال بىحساب به ارث برده بود ، همچنين

--> ( 8 ) . روايت ابن الكردبوس در II . ppA , II . V , sehcrehceR .